|
|
|
||||
+
نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت توسط رامینیان 3
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در دوشنبه 25 آبان1388ساعت توسط رامینیان 3
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این روزا در کنار اتوبوس های دانشگاه دختران چادری را می بینیم که به مانند پلیسان بخش جنایی محکم و استوار ایستاده اند تا مبادا کوچکترین کوتاهی در زمان حرکت اتوبوس ها و یا تعداد حضور آنها رخ دهد !!! این مهم تا کجا به واقعیت می پیوندد ؟ به نظر شما ایا این حرکت شورا در بهبود ارتباطات بین دانشجو و دانشگاه موفق خواهد بود ؟ آیا باعث می شه که مسئولین دانشگاه خودشون رو در تیر رس نظرها و نگاهها ببینند و بالاخره از این خواب خرگوشی بیرون بیان؟ آیا راه های بهتری برای موفقیت بیشتر وجود دارد؟ چه راه هایی؟ آیا شورا میتونه راهی برای رسیدن بیشتر دانشجوها به حقشون پیدا کنه؟ آیا واقعا ممکنه روزی رو ببینیم که بین دانشجو و دانشگاه یک رابطه حقیقی و توام با رعایت حقوق ها و حق ها ایجاد شده باشه؟
شما چه راه حل هایی رو پیشنهاد می کنید؟
+
نوشته شده در چهارشنبه 20 آبان1388ساعت توسط رامینیان 3
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حسادت یا رقابت رقابت با رفاقت حسادت با رفاقت! کدوم از نظر شما بدترین گزینه موجود در اینجاست؟ نظرتون چیه وقتی می بینید و می شنوید که دو همکار!!! دو فرهنگی !!! دو تحصیل کرده اونم از نوع خارج رفتش ( عجب با کلاس!!!) با هم دست به یکی می کنن و برای همه ی بود و نبود دانشجو تصمیم می گیرن این فقط اول ماجراست تازه وقتی یه دانشجوی بد بخت از همه جا بی خبرم اعتراض می کنه اونو با اشد مجازات تنبیه می کنند و این می شه که بخت برگشته تا دنیاش تو اون گروه و کلاساش با اون استاداست بیشتر از ۱۰ ناپلئونی نمی گیره تازه اگه کمتر از اون نشه( ما رحم کردیم بهترین حالتش گفتیم) کار که اینجا تموم نمی شه و به جایی می کشه که اگر یکی بهتر از اونا توی شاخه ی کاریشون پیدا بشه سایش با تیر که می زنن هیچ تازه به دنبال همون دانشجوهای بخت برگشته رفته و تازه می گن: ما که دانشجو بودیم اگه از استادی خوشمون نمی اومد همه کار می کردیم تا .... اینجای کار فقط با خودت زمزمه می کنی پس تو اینجا چی کار می کنی و من چرا انقدر بدبخت شدم!!! اینا به کنار هنوز بعضی از استادای جوان بی تجربه یونی باور ندارن که مدیرگروه که سهله استاد گروهم خیلی راحت در نمرات امتحانی دانشجوی استادای دیگه دست می بره و همون سرنوشت تکراری بعضی دانشجوها تکرار می شه ۱. اگه پاچه خواری که نمره ی بالاتر از ۱۹ و ۲. اگه نه با لطف و منت همون نمره ناپلئونی رو می گیری!!! ( هیچ دروغ و اغراقی در کار نیست و عین واقعیت گفته شده!!!)
+
نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت توسط رامینیان 3
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امروز باید از اسلام با نار ایرانی تو وقت اذان یاد کنیم که حتی مردم عقب از دنیا مونده با تعجب به این مسئله نگاه می کنن چه برسه به غربی ها ایرانی عزیز اگر چه نوار و موسیقی و ... از نماز شب واست واجب تر شده !!! ولی حداقل نه برای احترام به خودت یا شهیدا یا حتی به اعتقادات یک عمر ملت که برای یا حسین یا حسین گفتنت برای شبای قدرت یکم حرمت نگه دار!!! راننده ی عزیز یونی با شما هستم.
+
نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت توسط رامینیان 3
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام
امروز یه روز دیگس روز های آخر ثبت نام برای ارشد امسال خیلیا دارن می خونن خیلیا دارن تو گوش خر می زنن ( البت بلا نسبت شوما) به هر حال برای هر کدوم از قشور آرزوی موفقیت داریم. عمرتون زیاد لطفتون پایدار
+
نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت توسط رامینیان 3
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کویری رو دیدم که از کویر بودن حرف می زد اما نفهمید که کویر چیه !!!
یا چی می تونه باشه !!! با همه ی عظمتی که داشت فقط نالید و غر زد و همه ی عمرش تو ناله هاش سر کرد . ندید اون همه نعمت بودن رو ناسپاسی از آفریدش شد حرف اول و آخرش بازم نالید که هی می گم خدا ولی کو خدا؟!!! نفهمید اینم ناله اس و ... کویرا هر چی که باشن هیچی که نداشته باشن سرما زدگی و زمستون ، پائیز و خزون ندارن اونا همیشه دل به روشنی آفتاب و خنکی ستارهای آسمون شبشون می بندن و اصلا یادشون می ره که ممکنه یه سنگ ریزه ی کوچولو که امید به زندگی داره و روش گل بوته های کوچولویی روییده با این سرما و گرما خرد بشه هیچ کس به دل کوچولوی اون سنگ فکر نکرد دل کوچیکش از این سرما و گرمای بی پایان لرزید لرزید تا اینکه آخرش شکست شکست و مرد. اون انقدر غریب و ناچیز و بی کس بود که وقتی هم که شکست هیچ کس صدای شکستن قلب کوچیکش نشنید همه تو حال و هوای خودشون بودن حتی خاک زمینی که روش بود هم انقدر غرق در زیبایی های زندگیش شده بود که ... شکستن دل اون خیلی سخت نبود سختیش این بود که کسی نمی تونست بفهمه چطوری یه سنگ ریزه می تونه دل دریا رو تو دلی به اون کوچیکی جا بده وقتی که تموم دنیا سعی کرد تا بفهمه و نفهمید وقتی دید هیچ راهی برای فهمیدن و درک اون همه رو نداره پس دیگه زیر پاشو نگاه نکرد نگاش به عشق و خواسته های خواستنی خودش خیره کرد و در تمام لحظات دنیاییش غرق شد هیچ کس نفهید که کی سنگ کوچولو مرد ؟ یا اصلا کجا مرد ؟ بین خودمون بمونه ولی اون حالا بخشی از خاک شده بخشی ازمرگ. روح کوچولوش هنوز عظمت رو تو دلش داره اما این بار دلش بی جسم از اقیانوس هم عظیم تره.
+
نوشته شده در چهارشنبه 22 مهر1388ساعت توسط رامینیان 3
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام خیلی سریع می نویسم از چهارراه ابادان !!! چهارراهی که امروز شده چهارراه زندگی دختران و پسران جوان دانشجو که به صرف یک بی برنامگی -بی فکری - بی توجهی به اتفاقاتی که ممکن است رخ دهد در بین کارگران - بناها وادمیانی قرار گرفتندکه به حکم زندگی و جامعه و فرهنگ جزء افراد پائین طبقه ی ایران شدند و به خاطر همه ی دلایل ممکن مشکل افرین و خطر افرین باشند!؟ این سوال پیش میاد که چرا این بی توجهی رخ داده و دانشگاه ما بعد از بیش از نیم قرن سابقه کار هنوز نتونسته برای حمل و نقل دانشجوها برنامه ی درست و دقیقی و مدونی بریزه؟ و هنوز دانشجوها با مشکلات فراوانی در این باب برخورد می کنند. این سوال از شما پرسیده می شه مسئول عزیز : آیا به خطرات چهاراه ابادان واقفی؟ ایا با خطراتی چون تصادف تا کیف قاپی و دزد و مشکلات ناموسی اون منطقه اگاهی؟
اگر آری پس چرا بی توجهی ؟ و اگر خیر پس چرا بی تحقیق و بررسی لازم تصمیم گرفتی ؟ در اخر بی توجهی و سوء استفاده از موقعیت و ماست مالی کردن در نظر تداعی می شه و دیگر هیچ.
+
نوشته شده در سه شنبه 14 مهر1388ساعت توسط رامینیان 3
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگر جه امروز روز شروع كلاساي دانشگاست ولي خيلي ها در ناراحتيو غم به سر مي برند و گرچه تازه شروع ترم اولي هاست اما امروز انها از همين امروز با بي برنامه عمل كردن رئيس بزرگ اسلامي ندوشن آشنا شدن و خيلي زود فهميدن كه بايد براي ساكن شدنشون ترمي 190 هزار تومان و يا 450 هزار تومان باي يك اتاق 4 نفره بدن اين در حاليه كه بعضي از بوميان اين استان با پرداخت كمترين هزينه در خوابگاه هاي درون دانشگاه به سر مي برند و ژاخر هفته هاي خود را نيز در كنار خانواده با آرامش سپري مي كنند!!! در حالي كه بسياري از دخترا دانشجوي دانشگاه در خوابگاه هاي خودگردان شهر در اين مسير هاي پر خطر بي هيچ احساس امنيت واقعي بايد سر كنند. تا حالا چه كار ميكردين تمام تابستون چون خرس زمستانه در خواب به سر مي برديد ؟! كه تازه به ياد خوابگاها افتاديد ؟ چقدر آبروي مردم ، آرامش مردم تا اين حد در نظر شما بي تفاوت نشون داده مي شه!!!]
+
نوشته شده در سه شنبه 14 مهر1388ساعت توسط رامینیان 3
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جالبه که تمام برنامه ریزی ها و دوراندیشی و مسانل و مشکلات دانشگاه انقدر مد نظر جناب اسلامی ندوشن است که باز هم سایت سربه زنگا خراب می شه و حذف و اضافه با فضاحت هر چه بیشتر درست مثله انتخاب واحد اجرا.آیا تا به حال به این فکر کردی وقتی می گی حذف و اضافه اینترنتیه یعنی چی؟ اصلا می دونی شبکه یعنی چی؟ می دونی سایت یعنی چی ؟ شاید حق داری نباید ازت انتظار داشت ، توقعمون بی جاست!!! اخه تو رو چه به این حرفا؟! اگه می فهمیدی مسئولیت یعنی چی که وضع و حال حداقل ها بهتر از این بود . این سایت کوفتی رو بیشتر فعال می کرد یا اینطوری بیشتر با دلیل واقعی پولی که تو جیب کارمندها و کارگرات می ریزی اشنا بودی. همه چیزپارتی بازی همه چیز رشوه و فامیل بازی ! تا کی ؟ حداقل به حرف خودت وقتی می گی اینترنتیه احترام بذار واسه ما که ارزش قائل نیستی پول و طمع چشمات کور کرده. از اینکه به دانشجو انقدر اهمیت می دید سپاسگزاریم ایا تا به حال لحظه ای به مسئولیتی که داری فکر کردی ؟ فکر کردی چرا رئیسی؟ شاید به تو هم باید لقب امپراطور رو داد !!!
تا حالا به دلیل نمراتی که می گیرید فکر کردید ؟ فکر کردید چرا طوری عمل می کنند که جائی برای اعتراض نمی مونه ؟ تا حالا فکر کردید چرا افراد بدون تخصص و فقط به صرف استخدام شدن توانائی سوء استفاده از جای خالی افراد متخصص دارن؟ تا حالا فکر کردید چرا یه نفر با یه تخصص دیگه که تازه از پس اونم بر نمیاد درسی رو تدریس می کنه که درموردش هیچ تخصصی نداره؟! واقعا جای فکر کردن داره و اینکه دلیلش از این مسئولین محترم که ادعای دین و دیانت و اسلام گرائیشون گوش دنیا رو کر کرده بپرسیم که چه جای این خیانت به ملت خودتون به فرزندانتون ؟؟؟ آیا هنوزم شبای قدر رو به یاد دارید؟ بعید می دونیم.
+
نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت توسط رامینیان 3
|
|
|||||
|
|||||